ي منبع است. در اين ميان بايد به اثرات مختلف ساخت، فروش، بازيابي و استفاده مجدد از منظر توسعه پايدار توجه نموده و از سه گزينه اقتصاد بازيافت( کاهش، استفاده مجدد و بازيافت26) به عنوان اصلي براي توسعه زنجيره تأمين استفاده نمود (لي و ونگ، 2000)27.

1-3-2-1-2-مواد سبز28:
مواد سبز که مواد آگاهي زيست محيطي نيز ناميده مي شود به موادي اشاره دارد که منابع و انرژي کمتر مصرف نموده و سر و صداي کمتري ايجاد مي نمايد، غير سمي بوده و موجب آلودگي محيط زيست نمي شود. بهره وري سبز بسيار بزرگتر از تمام بهره وري مديريت است. بنابراين، شرکت ها بايد در کنار حفظ عملکرد اصلي محصولات، از مواد سبز براي رسيدن به اهداف زيست محيطي و بالا بردن بازده اقتصادي و کاهش هزينه ها استفاده نمايند. در روند انتخاب مواد، بايد مواد با سهولت بازيابي و مستقل از محيط انتخاب شوند (لي و ونگ، 2000).

1-3-2-1-3-توليد سبز29:
توليد سبز نيز به عنوان توليد پاک شناخته شده است. در مراحل مختلف توسعه يا در کشور هاي مختلف نام هاي توليد سبز متفاوت است. اما معناي اصلي آن همان است و به معناي استفاده از استراتژي هاي دفاع از آلودگي براي کاهش آلودگي و با ديدگاه افزايشي راندمان توليد و کاهش مخاطرات انساني و زيست محيطي مي باشد (لي و ونگ، 2000)

1-3-2-1-4-بازاريابي سبز30:
بازاريابي معادل پژوهش بازار، تحقيقات و طراحي محصول، قيمت گذاري محصول، ارتقا محصول و بازاريابي سبز، به عنوان راهنمايي از نظريه سبز براي حفظ تعادل محيط زيست ، ايجاد ارزش بالاي حفاظت از محيط زيست، براي توسعه شرکت و همراهي با آداب و رسوم و منافع جامعه در زنجيره تأمين شرکت است. هدف از بازاريابي سبز ايجاد هماهنگي ميان اهداف توسعه اقتصاد و توسعه محيط زيست و توسعه اجتماعي و ارتقا ادراک توسعه پايدار کل مي باشد.
بازاريابي سبز به ميزان منافع سرمايه گذاري ، نگران منافع جامعه نيز مي باشد. اين نگراني ها شامل : اولاً جمع آوري اطلاعات در خصوص سازگاري با محيط زيست، ثانياً نگراني اينکه چگونه بسته بندي محصول ، حمل و نقل کالا ، استفاده از محصول و دفع مواد زائد از محصول علاوه بر تحقيق در انتخاب مواد سبز محصول ، پيکر بندي کاربردي کالا و محصولات بر محيط زيست موثر بوده و ثالثاً توجه به ارتقا فروش سازگار با محيط زيست ، ايجاد تصوير خوب و سبز در جامعه ، گسترش تأثير شرکت در دوستي با محيط زيست و در عين حال سازماندهي قيمت گذاري و توزيع تجاري سبز مي باشد (لي و ونگ،2000).

1-3-2-1-5-مصرف سبز31:
مصرف سبز يعني تلاش در انتخاب محصول و خدمات سازگار با محيط زيست براي استفاده و مقابله با محصول زائدي که ممکن است براي محيط زيست مضر باشد. تنها تعداد کمي از محصولاتي که اصطلاحاً سبز ناميده مي شوند ، به طور واقعي براي محيط زيست بي ضرر مي باشند. بسياري از محصولات تنها توانايي سازگاري در برخي از مراحل توليد را داشته که آن را از قرار گرفتن در گروه محصولات دوستدار محيط زيست در کل چرخه عمر محصول منع مي نمايد. اين پديده بازاريابي معمولاً موجب گمراهي و فريب مشتريان مي شود و براي مصرف سبز مضر است. سه محدوده اصلي مصرف سبز شامل مصرف محصول بي ضرر سازگار با محيط زيست، اجتناب از آلودگي در طي فرآيند مصرف، اجتناب از مصرف محصولي که ممکن است محيط را آلوده کند، مي باشد. شکي نيست که شرکت با يک تصوير خوب و سازگار با محيط زيست، اگر به درستي راهنماي مصرف محصول سبز براي مشتريان شده باشد، اعتماد مشتريان را جلب مي نمايد (لي و ونگ،2000).

1-3-2-1-6-بازيافت سبز32:
بازيافت سبز آخرين قسمت از مصرف سبز است که به معني بازيافت محصول و يا محصول زائد شرکت است که ممکن است نقص داشته باشد. دور نگه داشتن خط از هدر رفتن منابع و آلودگي پايين تر و اجتناب از آسيب رساندن به محيط و جامعه در طول فرآيند از اهداف بازيافت سبز مي باشد. بازيافت نقش مهمي در چرخه عمر محصول بازي مي کند. روش هاي متفاوت بازيافت ممکن است چرخه حيات را به يک دايره تبديل کند. بازيافت ضايعات محصول مي تواند ميزان استفاده از منابع را بکاهد (لي و ونگ، 2000).

1-3-2-2-مزاياي زنجيره تأمين سبز:
هنگام صحبت از سبز شدن زنجيره تأمين ، ممکن است اين تصور به وجود آيد که اين موضوع تنها به ممنوعيت کاربرد مواد شيميايي و يا کاهش انتشار آلاينده ها يا زباله به محيط زيست مربوط مي شود. با اين حال، زنجيره تأمين سبز بسيار بيشتر از کاهش مصرف و يا آلودگي است. در نتيجه منافع آن شامل تمام بخش هاي سازمان مي شود (لي و ونگ،2000).
مزاياي مديريت زنجيره تأمين سبز بسته به نقش هاي مختلف زنجيره تأمين از جمله محيط زيست و جامعه در گروه هاي مختلف طبقه بندي مي شود: مادي، غير مادي و احساسي. مزاياي مادي مديريت زنجيره تأمين سبز به بار کمتر بر روي محيط زيست، هزينه هاي پايين تر براي تأمين کنندگان، کاهش هزينه ها براي توليد کننده، هزينه کمتر مالکيت براي مشتري و مصرف کمتر منابع براي جامعه کمک مي کند. از منظر غير مادي، مديريت زنجيره تأمين سبز به غلبه بر تعصب و بدبيني براي محيط زيست، رد کمتر تأمين کنندگان، ساخت راحت تر براي توليد کننده، آسان و سرگرم کننده تر براي مشتري و انطباق بهتر براي جامعه کمک مي نمايد. از لحاظ مزاياي احساسي نيز، مديريت زنجيره تأمين سبز به افزايش انگيزه ذينفعان براي محيط زيست، تصوير بهتر براي تأمين کننده و توليد کننده، احساس و کيفيت بهتر زندگي براي مشتريان و ايجاد صنعت در مسير صحيح جامعه کمک مي کند (دوبر،1998)33.
همچنين ده دليلي که شرکت ها بايد رويکرد سبز و انطباق با مديريت زنجيره تأمين سبز را بپذيرند عبارتند از(ايماني و همکاران):
اهداف بازاريابي
پايداري منابع
کاهش هزينه ها و افزايش بهره وري
کسب مزيت رقابتي
رقابت و فشار هاي زنجيره تأمين
انطباق با قوانين و کاهش ريسک
کسب شهرت نام تجاري
بازگشت سرمايه
دلگرمي کارکنان
ضروريات اخلاقي

1-3-2-3- موانع اجراي مديريت زنجيره تأمين سبز:
عدم وجود رويکرد فعالانه و داوطلبانه سازمان و تأمين کنندگان در خصوص رعايت استاندارد هاي زيست محيطي و مسئوليت اجتماعي
عدم توانمندي تأمين کنندگان از نظر دانش و تکنولوژي غني جهت اخذ استاندارد ايزو 14000
عدم ايجاد مزيت رقابتي محسوس ناشي از اجراي زنجيره تأمين سبز
دشواري سازمان دهي و هماهنگي واحد ها در پياده سازي زنجيره تأمين سبز
عدم وجود محرک ها و مشوق هاي کافي از سوي دولت جهت دستيابي به مديريت زنجيره تأمين سبز
هزينه بالاي پياده سازي زنجيره تأمين سبز
عدم وجود اهرم هاي قانوني کافي جهت اجراي قوانين زيست محيطي
نبود زير ساخت هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات مناسب جهت تسهيل اجراي زنجيره تأمين سبز
کمبود دانش و آموزش در خصوص مسائل زيست محيطي
عدم حمايت مديران ارشد و مياني سازمان
عدم حضور و رقابت در بازار هاي جهاني
عدم وجود اهداف و برنامه استراتژيک زيست محيطي سازمان
عدم وجود اهرم هاي قانوني کافي جهت اجراي قوانين زيست محيطي
هزينه اضافي مورد نياز جهت پياده سازي زنجيره تأمين سبز(آريف و همکاران،2009)34

1-3-2-4-گام هاي سبز نمودن مديريت زنجيره تأمين:
به طور کلي براي حرکت به سمت سبز نمودن زنجيره تأمين 12 گام بايد طي شود، اين گام ها شامل موارد زير مي باشد( برودي،2010)35:
طراحي مجدد محصول
پيکر بندي مجدد کارخانه
حرکت به سمت تأمين کنندگان سبز
کوتاه نمودن مسافت ها
اصلاح توافق نامه سطح خدمات
بهينه سازي بسته بندي
برنامه ريزي در خصوص فعاليت هاي زنجيره تأمين معکوس
تحکيم حمل
برنامه مسير يابي کوتاه تر
هماهنگي با شرکا
ارائه يک ديد طول عمر
آغاز

1-3-3-برنامه ريزي خطي چند هدفه:
در بسياري از وضعيت ها و مسايل واقعي تصميم گيرندگان براي تصميم گيري بيش از يک هدف را مد نظر قرار مي دهند که گاهي اين اهداف در مقابل هم قرار مي گيرند.در روش برنامه ريزي رياضي چند هدفه ابتدا متغير ها تعريف مي شوند سپس توابع هدف تعيين شده و در پايان محدوديت ها مشخص مي گردند.چندين روش براي حل اين مسائل وجود دارد که مي توان به روش وزن دهي به اهداف و روش هاي L-P متريک و همچنين برنامه ريزي آرماني اشاره کرد.برنامه ريزي خطي چند هدفه در فصل سوم به تفصيل شرح داده شده است.

1-3-4- تئوري مجموعه هاي راف:
يک روش رياضي براي برخورد با عدم قطعيت و ابهام است.اين روش در سال 1982 توسط پاولاک ارائه شد.اين روش براي بيان و بررسي مسائلي است که در آن ها عدم قطعيت و ابهام وجود دارد.مهمترين ويژگي هاي اين تئوري عبارتند از:پيدا کردن الگو ها در داده ها/امکان استفاده از اطلاعات کمي و کيفي/توليد قوانين تصميم گيري از روي اطلاعات/ارزيابي اهميت داده ها. در اين روش تامين کنندگان را به خوشه مشترک تقسيم بندي مي کنيم و از اين خوشه ها براي مشخص کردن الگو ها بهره مي بريم .عدم قطعيت موجود در نظرات خبرگان در اين روش توسط مقادير تقاريب بالا و پايين محاسبه مي شود.تقريب پايين مجموعه تمام اشيايي است که به طور قطع متعلق به مجموعه بوده و تقريب بالا شامل اعضايي است که احتمالا متعلق به مجموعه مي باشند.تفاوت ميان تقريب بالا و پايين ناحيه مرزي را مشخص مي کند.در واقع تئوري مجمعه زير عدم قطعيت را با استفاده از اين ناحيه مرزي توصيف مي کند.اين تئوري به همراه روش پيشنهادي حل مسئله در فصل چهارم تشريح شده است.

فصل دوم:
ادبيات تحقيق

2- فصل دوم: ادبيات تحقيق
2-1- مقدمه:
با توجه به اينکه خريد در فرآيند هاي اصلي در بالاي زنجيره تأمين قرار دارد و بر تمامي حوزه هاي يک سازمان تأثير مي گذارد، اهميت فزاينده يافته است. بنابراين هدف کليدي واحد خريد، خريد کالا منطبق با کيفيت خواسته شده36، به مقدار خواسته شده37، از منبع درست و مورد اطمينان38 و در زمان مناسب 39 است. منبع مناسب مي تواند مواد با کيفيت خواسته شده را سر وقت و با قيمت منطقي مهيا کند (زايم و همکاران، 2003).40 به همين دليل در طي ساليان گذشته اهميت اهميت انتخاب تأمين کننده مورد توجه و تأکيد فراواني قرار گرفته است.
لوايز(1943(41 بيان مي کند که هيچ کدام از مسئوليت هاي مرتبط با خريد مهمتر از انتخاب منبع مناسب نيست. انگلند و ليندرز (1975)42 نيز بر اين عقيده اند که انتخاب تأمين کننده مهمترين مسئوليت واحد خريد است. اخيراً با ظهور مفهوم مديريت زنجيره تأمين، دانش پژوهان و دست اندرکاران زيادي تشخيص داده اند که مديريت و انتخاب تأمين کننده وسيله اي است که مي توان از آن در جهت افزايش رقابت پذيري کل زنجيره تأمين استفاده نمود. اصولاً دو نوع موقعيت خريد وجود دارد: منبع يابي منفرد43 يا چندگانه44. در گزينه اول تمامي تأمين کنندگان مي توانند به صورت کامل خواسته هاي مشتري را بر حسب کيفيت ، کميت، تحويل و غيره برآورده سازند. در نتيجه تصميم تنها با شناسايي بهترين تأمين کننده سر و کار دارد. در رابطه با دومين گزينه، هر دو رويکرد زير اتخاذ شده است. اين دو رويکرد عبارتند از: زماني که هيچيک از تأمين کنندگان قادر به ارضاي تمامي تقاضاي خريدار نيستند (به خاطر محدوديت هاي ظرفيت، کيفيت، تحويل ، قيمت و … تأمين کننده) و يا زماني که هدف استراتژي هاي تدارکات اجتناب از وابستگي به يک منبع منفرد، به منظور حفاظت در برابر کمبود ها و حفظ رقابت استوار در ميان تأمين کنندگان است.در اينگونه شرايط، مسأله شامل دو بخش است: انتخاب تأمين کنندگان و تخصيص کميت سفارش ( آيساوي و همکاران ، 2007)45. در فرآيند انتخاب تأمين کننده چهار مرحله وجود دارد: تعريف مسئله، تعريف معيار ها، غربال اوليه تأمين کنندگان بالقوه از مجموعه اي بزرگ و انتخاب تأمين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید