کننده نهايي (دي بوئر و همکاران، 2001)46. سه مقاله از وبر و همکاران(1991)47، ديگرو و همکاران(2000)48 و دي بوئر و همکاران (2001) ادبيات موضوع در ارتباط با مدل هاي ارزيابي و انتخاب تأمين کنندگان را تا سال 2000 مرور کرده اند. آيساوي و همکاران(2007) مرور ادبياتي ارائه کرده اند که تمام مراحل خريد را در بر مي گيرد.

2-2- معيار هاي انتخاب تأمين کننده:
تعيين معيار ها نخستين گام در فرآيند انتخاب تأمين کننده است. اولين تحقيق دانشگاهي در اين حوزه توسط ديکسون(1966) انجام گرفت . ديکسون در اين تحقيق يک پرسشنامه مشتمل بر 23 معيار براي 273 نفر از مديران و عوامل خريد از آمريکا و کانادا ارسال ، و از آنها خواست معيار هاي مشخص شده را در مقياس صفر (غير مهم) تا چهار (بسيار مهم) رتبه بندي نمايند. بعد ها وبر و همکاران(1991) معيارهاي رتبه بندي شده توسط ديکسون را مجدداً رتبه بندي نمودند که نتايج آن در جدول 2-1 ارائه شده است.

جدول 2-1- معيار هاي انتخاب تأمين کننده بر اساس مرور وبر و همکاران و مقايسه آن با ديکسون
رتبه بندي وبر
فاکتور
تعداد مقالات
درصد
رتبه بندي ديکسون
1
قيمت خالص
61
80
6
2
تحويل به موقع
41
58
2
3
کيفيت
40
53
1
4
ظرفيت و امکانات توليد
23
30
5
5
موقعيت جغرافيايي
16
21
20
6
توانايي فني
15
20
7
7
مديريت و سازمان تأمين کننده
10
13
13
8
موقعيت و اعتبار در صنعت
8
11
11
9
عملکرد گذشته
7
9
3
10
وضعيت مالي
7
9
8
11
خدمات پس از فروش
7
9
15
12
تمايل و علاقه مندي تأمين کننده
6
8
16
13
کنترل عمليات
3
4
14
14
توانايي بسته بندي
3
4
18
15
تطبيق روش هاي تأمين کننده با عمليات خريدار
2
3
9
16
سيستم ارتباطي تأمين کننده
2
3
10
17
اثر ايجاد شده توسط پرسنل تأمين کننده در خريدار
2
3
17
18
سوابق پرسنلي
2
3
19
19
کمک هاي آموزشي
2
3
22
20
توافقات دو جانبه
2
3
23
21
تمايل به انجام تجارت
1
1
12
22
حجم کسب و کار گذشته
1
1
21
23
ضمانت ها وسياست هاي تضمين کالا
0
0
4

کاهرامان و همکاران (2003)49 بيان کرده اند که معيار هاي انتخاب در يکي از چهار گروه معيار هاي تأمين کننده، معيار هاي عملکرد توليد، معيار هاي عملکرد خدمات و معيار هاي هزينه قرار مي گيرد.
تام و همکاران(2001)50 کيفيت، هزينه، قابليت حل مسئله، مهارت، زمان تحويل سفارش، تجربه و اعتبار را به منظور انتخاب يک عرضه کننده براي يک سيستم مخابرتي پيشنهاد دادند. همچنين در بين مطالعاتي که اخيراً در اين زمينه انجام شده است، دميتس و اوستون(2008)51 براي فرايند ارزيابي تأمين کنندگان 14 معيار مختلف را بر اساس ماهيت هاي مزايا، فرصتها، هزينه ها و ريسک هاتعريف کردند. الارم(1995)52 سه معيار اساسي را در راستاي انتخاب تآمين کننده پيشنهاد داد که عبارتند از: 1)هزينه 2)ساختار سازماني و استراتژيکي تآمين کننده 3) وضعيت فني تأمين کننده
توماس و همکاران(1991)53 در بين تعدادي از کارخانه هاي ايالات متحده تحقيقي انجام دادند و در اين ارزيابي معيار هاي کيفيت و تحويل به موقع را مهمترين معيارها دانستند. بارباروسوگولو و همکاران(1997)54 سه معيار مهم جهت انتخاب تأمين کننده پيشنهاد دادند: 1) عملکرد تأمين کننده 2)توانايي فني و موقعيت مالي تأمين کننده 3)سيستم کيفيت تأمين کننده
ونگ و همکاران (2009)55 دوازده معيار استاندارد جهت ارزيابي و انتخاب تأمين کننده ارائه کردند که به طور خلاصه در 4 گروه به صورت زير مي باشند: 1)قابليت اطمينان در تحويل 2)انعطاف پذيري و قابليت پاسخگويي 3) هزينه 4)دارايي و سرمايه
سونگ و همکاران (2008)56 در بررسي انجام شده نشان دادند که فاکتور هاي زير به ترتيب بيشترين اهميت را در ادبيات تا سال 2008 در مسئله انتخاب تأمين کننده داشته اند: هزينه، کيفيت، تحويل به موقع، خدمات پس از فروش، حمايت فني، رويه هاي آموزشي، سابقه عملکردي، موقعيت مالي، موقعيت جغرافيايي، مديريت و سازماندهي، روابط کاري، سيستم ارتباطات، پاسخگويي به درخواست مشتري، توانايي تجارت الکترونيکي، توانمندي فني، امکانات و ظرفيت توليد، توانايي بسته بندي، کنترل هاي عملياتي، دسترسي آسان، تعميرات و نگهداري، موقعيت استراتژيکي کاري، ظاهر محصول و تنوع محصول.

2-3- تکنيک هاي ارزيابي و انتخاب تأمين کننده:
انتخاب تأمين کننده يک فعاليت مهم براي سازمان ها براي بدست آوردن مزاياي رقابتي و دستيابي به اهداف کل زنجيره تأمين است. مسئله ارزيابي و انتخاب تأمين کنندگان به صورت وسيعي مورد مطالعه قرار گرفته است و رويکردهاي تصميم گيري مختلفي براي حل اين مسئله ارائه شده است. روش هاي انتخاب تأمين کننده به دو دسته ي مدل هاي تصميم براي غربال اوليه ي تأمين کنندگان مناسب و روش هاي تصميم براي مرحله انتخاب نهايي، که تخصيص سفارش در اين مرحله انجام مي گيرد، تقسيم مي شوند (دي بوئر و همکاران، 2001). روش هاي طبقه اي، که در آن ها تأمين کنندگان بر مبناي داده هاي تاريخي، تجارب فعلي خريداران و مجموعه اي از معيار ها ارزيابي مي شوند؛ تحليل پوششي داده ها ((DEA57، روش تحليل خوشه (CA)58 و سيستم هاي مورد پژوهي(CBR)59 يا مبتني بر هوش مصنوعي عمده ترين روش هايي هستند که از آن ها براي غربال اوليه استفاده شده است. مدل هاي انتخاب نهايي تأمين کننده را نيز مي توان به 5 دسته ي مدل هاي وزن دهي خطي60، هزينه کل مالکيت( هزينه محور)61، مدل هاي آماري62، مدل هاي مبتني بر هوش مصنوعي63 و مدل هاي برنامه ريزي رياضي64 ( ساده و ترکيبي) تقسيم بندي نمود ( دي بوئر و همکاران ، 2001).

2-3-1- مدل هاي وزن دهي خطي:
روش هاي مبتني بر مبتني بر وزن دهي خطي از مرسوم ترين ابزار هاي انتخاب تأمين کنندگان به حساب مي آيند. در اين روش ابتدا به هر يک از معيار هاي انتخاب تأمين کننده وزن اختصاص داده مي شود، سپس تأمين کنندگان در رابطه با هر کدام از اين معيار ها مورد ارزيابي قرار گرفته و امتياز هر کدام مشخص مي گردد. در نهايت امتياز موزون هر تأمين کننده، که از مجموع حاصلضرب وزن هر معيار در امتياز کسب شده توسط تأمين کننده در رابطه با آن معيار بدست مي آيد، براي اولويت بندي و انتخاب تأمين کننده مناسب استفاده مي شود (تيمرمن، 1986)65. از جمله تکنيک هاي ارائه شده مي توان به فرآيند تحليل سلسله مراتبي (AHP)، فرآيند تحليل شبکه اي (ANP)66و تئوري مجموعه فازي (FST)67 اشاره کرد. روش تحليل سلسله مراتبي توسط فردي عراقي الاصل به نام ساعتي68 در دهه 70 ميلادي پيشنهاد شد. AHPتصميم گيرندگان را قادر مي سازد اثرات متقابل و همزمان بسياري از وضعيت هاي پيچيده و نامعين را تعيين کنند. فرآيند تحليل سلسله مراتبي بر سه اصل زير استوار است:
اصل ترسيم درخت سلسله مراتبي
اصل تدوين و تعيين اولويت ها
اصل سازگاري منطقي قضاوت ها
از روش AHP در مظالعات متعددي براي وزن دهي به شاخص ها و همچنين ارزيابي تأمين کنندگان مانند نديک و هيل(1992)69 ؛ بارباروسوگولو و يازاک( 1997)70 ؛ ناراسيمهان (1983)71 ؛ ماسلا و رنگن (2000)72 استفاده شده است. سارکيس و تالوري(2000)73 از فرآيند تحليل شبکه اي(ANP) که روشي کاملتر نسبت به فرآيند تحليل سلسله مراتبي است ، در پروسه ارزيابي تأمين کنندگان استفاده کردند. فرآيند تحليل شبکه اي روش جامع و قدرتمندي براي تصميم گيري دقيق با استفاده از اظلاعات تجربي و قضاوت هاي شخصي هر تصميم گيرنده است.
تئوري مجموعه فازي (FST) در سال 1965 توسط پروفسور لطفي عسگر زاده عرضه شد. اين تئوري قادر است بسياري از مفاهيم، متغير ها، و سيستم هايي را که نادقيق و مبهم هستند را به شکل رياضي در آورده و زمينه را براي استدلال و تصميم گيري در شرايط عدم اطمينان فرآهم آورد. لين و همکاران(2009)74 مسئله انتخاب تأمين کننده را به صورت يک مسأله فازي فرموله کردند. تأکيد آنها به طور کل روي نحوه عملکرد زنجيره تأمين بود و به داشتن تأمين کننده انحصاري زياد اهميت ندادند. ديشنگ و همکاران(2009)75 نيز با توجه به فاکتور هاي کيفي و در نظر گرفتن سطوح مختلف عدم اطمينان، برنامه ريزي فازي را جهت حل مسئله به کار بردند.
2-3-2- مدل هزينه کل مالکيت:
مدل هزينه کل مالکيت ابزاري براي محاسبه سيستماتيک همه هزينه هاي مرتبط با تصميم در مورد سرمايه گذاري در تکنولوژي اطلاعات است. به طور ساده هزينه کل مالکيت همه هزينه ها را تخمين مي زند، هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم، هزينه هايي که در طول فرآيند چرخه محصول به وجود مي آيند مثل: هزينه هاي اکتساب، توليد، عملياتي و نگهداري و مديريت آخرين مرحله از عمر محصول (محمدي و گارفامي، 2006)76 . در واقع مي توان گفت که هدف نهايي هزينه کل، کاهش هزينه ها تا حد ممکن در جهت بهبود فرآيند بازگشت اصل سرمايه است ( الارم،1995)77. اين تکنيک اولين بار در سال 1987 توسط تحقيقات شخصي به نام گارتنر78 معرفي شد. مي به مجموع
(3-2)
اين مدل مشهور به 128VMP بوده و طراحي نقطه بهينه براي آن از يک مجموعه غير تهي (S ?E^n ) صورت پذير خواهد بود.

3-3- معرفي مفاهيم اوليه:
در اين بخش چهار مفهوم جواب بهينه129، جواب غير مسلّط130، جواب مرجّح131 و جواب رضايت بخش132 را معرفي مي کنيم.
جواب بهينه: جوابي است که همزمان تمام اهداف را بهينه کند. به اين جواب گاهي جواب برتر نيز گفته مي شود. در صورتي که جواب بهينه براي مسأله وجود نداشته باشد مفاهيم بعدي مطرح مي شود.
جواب غير مسلّط: جواب غير مسلّط جوابي است که نمي توان هيچ تابع هدفي را بهبود بخشيد بدون آن که هم زمان باعث دور شدن حداقل يکي از اهداف ديگر شود.
جواب مرجّح: جواب مرجّح جواب غير مسلّطي است که توسط تصميم گيرنده ( با توجه به برخي از اهداف اضافي) به عنوان جواب نهايي برگزيده مي شود.
جواب رضايت بخش: جواب رضايت بخش، جوابي است که سطوح مورد نظر اهداف را براي تصميم گيرنده محقق مي سازد. جواب رضايت بخش لزوماً جواب غير مسلّطي نيست. اين جواب براي تصميم گيرندگاني که دانش و توانايي شان محدود است مطرح مي شود.

3-4- روش هاي ارزيابي يک مدل چند هدفه:
روش هاي ارزيابي، بسته به زمان و نوع اطلاعاتي که از تصميم گيرنده کسب مي گردد متفاوتند. اين اين گونه اطلاعات همگي به منظور برآورد تابع مطلوبيت براي تصميم گيرنده است، به طوري که از طريق برکنش متقابل بين تصميم گيرنده و آناليست کسب مي گردند. راه هاي مختلف کسب اطلاعات از يک تصميم گيرنده براي ارزيابي يک مدل چند هدفه ممکن است به گونه هاي ذيل طبقه بندي شوند:
عدم دسترسي به کسب اطلاعات از تصميم گيرنده: مناسب ترين روش هاي ارزيابي در اين وضعيت روش هاي مربوط به خانواده L – Pمتريک است که نيازي به کسب اطلاعات از تصميم گيرنده ندارند. در اين روش ها مزاحمتي براي تصميم گيرنده نيست اما آناليست بايد بتواند مفروضاتي را در مورد ارجحيت هاي تصميم گيرنده در نظر بگيرد.
گرفتن اطلاعات اوليه از تصميم گيرنده قبل از حل مسئله: اين نوع اطلاعات ممکن است از مقياس هاي کمي بوده يا از مقياس هاي رتبه اي يا مخلوطي از آن ها.
گرفتن اطلاعات به صورت تعاملي در ضمن حل مسئله: تبادل اطلاعات بين آناليست و تصميم گيرنده در سراسر طول حل مسئله به وقوع مي پيوندد.
گرفتن اطلاعات نهايي از تصميم گيرنده بعد از حل مسئله: اين نوع اطلاعات در آخرين مراحل از حل مسئله کسب مي گردد به گونه اي که بتواند ارجحيت هاي تصميم گيرنده را براي راه حل هاي مختلف مشخص نمايد.

3-4-1-روش موجود بدون کسب اطلاعات از تصميم گيرنده:
منظور از اين مجموعه روش ها حداقل کردن انحراف توابع هدف موجود از يک مدل چند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید