براي بيمارانجام مي‌شود
·انتقال درست وكامل مسؤوليت‌ مراقبت از بيمار
·اطلاع به ديگراندرزماني كه براي انجام وظيفه نمي‌تواندحاضرشودواطمينان ازوجودجايگزيني براي خود
·تكميل مراقبت بيماران قبل ازمرخص كردن آن‌ها
·اظهارخطاي پزشكي به تيم ياسرپرست
·اظهاروجودتعارض منافع به تيم ياسرپرست
·شناسايي وگزارش خطاهاورفتار نامناسب همكاران باپرهيزازبي‌اعتبارنمودنغيرمنصفانه شهرت ايشان
·مشاركت در فعاليتهاي خود نظارتي حرفه
·اجتناب ازسوءمصرف دارو والکل
·ارائه نقد موثر به جاي غرزدن
Bamber, EM. And layer, V.(2001)…
3. تعالي شغلي:
·جست‌وجوي فعال فيدبك‌ها
·اصلاح رفتارهاياعملكردخودبراساس فيدبكارائه شده
·نگرش نقادانه به خودوتوانايي تشخيص حيطه‌هايي ازتوانمندي ودانش خودكه نيازبهارتقاءدارد
·شناختنمحدوديتهايخودوکمکگرفتنازديگراندرمواردي که دانش ومهارت اوکافي نيست
·سازگاري باتغيير شرايط
·ارزيابي سلامتي جسمي وروحي‌خود
·احساس مسؤوليت براي بازآموزي خود
·شركت درراندها،سمينارهاوسايرفعاليت‌هاي آموزشي
·مطالعه براساسcaseهاي بيماركه به وي مراجعه مي‌كنند.
Bamber, EM. And layer, V.(2001)…

4. احترام به ديگران:
·برقراري تفاهم بااعضاءتيم
·حفظ حريم‌هاي لازم درموقعيت هاي شغلي وآموزشي
·معرفي خودواعضاي تيم به بيماروخانواده‌اش
·موردخطاب قراردادن بيماربه شكلي مناسب
·استفاده ازاصطلاحاتي كه براي بيمارقابل فهم باشد، درصحبت بابيمار
·احترام وحفظ شأن انساني بيماران وخانوادهاي اش ان چه درحضوروچه درغياب ايشان دربحث بااعضاءتيم درمان
·احترام درماني به ايشان ياقيم آن‌ها
·ارائه مشاوره به خانواده ياقيم قانوني بيمار، هنگامي كه وي فاقداصلاحيت تصميم‌گيري باشد
·احترام گذاشتن به رازداري وحريم خصوصي بيمار
·حفظ حريم‌هاي لازم درارتباط بابيمار
·ارتباط خوب ومناسب بادانشجو يان زير دست درمحيط آموزشي
·ارتباط خوب ومناسب بااساتيد درمحيط آموزشي
·ارتباط خوب ومناسب باشاغلين سايرحرفه‌هاي مرتبط باسلامتي
·تحمل وصبوري نشان دادندرمقابل طيفي ازرفتارهاوعقايد
·تبعيض روان داشتن درتعامل ات خودباديگران براساس مواردي همچون سن،رنگ پوست،نژاد،عقايدسياسي،وضعيت تأهل،ناتواني‌هاي جسمي وروحي،جنس،تمايل جنسي (هم‌جنسگرا ياغيرهم‌جنسگرا) ويامحكوميت‌هاي كيفري ياجنايي

5. درستي وشرافت:
·رفتارصادقانه (راستگويي، انصاف،رك بودن،خوشقول بودن)
·حل اختلاف ات به شكلي كه به شأن طرف مقابل احترام گذاشته شود
·رفتار مناسب شأن پزشكي چه دررفتار،چه درصحبت وچه درنحوه لباس پوشيدن وآراستگي
·صداقت بابيماران واجتناب ازبزرگ نمايي توانمندي‌هاي خود
·تشويق موفقيت‌هاي همكاران خوددراجتماعات عمومي
·اظهارنظرفقط درموردموضوعاتي كه درحيطه تخصص اوست.
·عدم مشارکت درتقلب(دادن وگرفتن) درآزمون‌ها
·پذيرفتن مسؤوليت كار خود
·اجتناب ازاستفاده ازشيوههاي غيرمنصفانه براي ارتقاءجايگاه آكادميك خود
·عدم شرکت درارتباطات استثمارگرايانه باهمكاران،دانشجويان،بيماران ياخانوادهايشان به منظوركسب منافع مادي،احساسي،جنسي،پژوهشي ياآموزش
·انجام اخلاقي وگزارش صادقانه پژوهش وقدرداني مناسب ازمشاركت ديگراندرانتشاراثرپژوهشي
·اجتناب ازدزدي تاليفات
6. تعهدبه عدالت اجتماعي:
·توزيع عادلانه منابع مراقبت سلامتي
·طبابت برمبناي هزينه اثربخشي
·مراقبت‌ازمنابع خدمات سلامتي(kerr,V (205)
چالشهاي رفتارحرفه اي
عواملي كه رفتارحرفه‌اي راخدشهدار ميسازددرهفت دسته کلي تقسيم بندي ميگردد: سوءاستفاده ازقدرت،تکبر،طمع،اظهارنادرست، ناتواني،نبودوجدانكاري وتعارض منافع
-Mowdey،R.T.، Porter،L.W. & Steers،R.M. (1982).”
1. سوءاستفاده ازقدرت:
به ‌طورسنتي،حرفه پزشكي ازاحترام بالايي برخورداربوده ست. اين احترام قدرت زيادي براي پزشك فراهم مي‌آورد. بيماران وجامعه به‌طوركلي ازآن چه شاغلين اين حرفه انجام مي‌دهنديامي‌گويندپيروي مي‌كنند. زماني كه اينقد رتبه‌ طورمناسب استفاده شود،مي‌تواندمنشأاجراي كارهاي مفيد باشدوامكان پايه‌گذاري الگوي رفتاري براي دستيابي به بهترين منافع جامعه رافراهم آورد. امااگراين قدرت موردسوءاستفاده قرارگيرد،مي‌تواندپايه‌گذارهنجارغلط براي رفتارحرفهاي شود. اين سوءاستفاده مي‌تواندتدريجي، پنهان درسطوح مختلف رخدهد:
تعامل بابيماروهمكاران:احترام واعتمادبه پزشك به وسيله بيماروهمكاران بايدمورداهميت قرارگيردوارتقاءپيداكندنه اين که موردسوءاستفاده قرارگيرد. اين‌كه اجازه ندهيم بيمارخواسته‌هايش رابيان كند يادرتصميم‌گيري شركت كندسوءاستفاده ازقدرت است. اين‌كه اجازهدهيم رقابت‌هاي دانشگاهي ومالي رويارزيابي صادقانهمان ازهمكاري ادانشجواثربگذارد،اين که ازهمكارجوان (رده پايين) براي افزايش آثاروپيشرفت شغلي آكادميك خوداستفاده كنيم سوءاستفاده ازقدرت است. عمداً به تأخيرانداختن پيشرفت همكاري که رتبه پايينتري داردبراي بي‌اثركردن تلاش وي وبي‌جهت بدنام كردناو،هم‌مثالهايي ازسوءاستفاده قدرت است.
تبعيض‌ها :اعضاي يك حرفه درموردفراهم ساختن محيطي كه درآن همةهمكاران ازمشاركت شان لذت ببرندوهمه بتوانند بدون درنظرگرفتن ناتواني‌ها،وضعيت قوميت،جنسيت،نژادومذهب به سمت پتانسيل‌هايشان پيشرفت كنند، مسؤل هستند. اين مسؤوليت شامل حذف كردن بي‌انصافي‌هاي كوچك وبزرگي است كه باعث تبعيض برضدپيشرفت‌ها يفردي وحرفه‌اي افراد مي‌شود.
نقض رازداري :بيماران اعتماددارندكه اطلاعات آنهاكاملاً محرمانه نگهداشته مي‌شوند. ازاين اعتماد نبايد سوءاستفاده شود. اظهارنظرهاي غيرضروري يابحث كردن درموردجزئيات وضعيت بيماران درجمع (به‌عنوان مثال دريك آسانسورشلوغ يامهماني) سوءاستفاده ازرازداري است. پزشك بايداعتمادبيماران راحفظ كندوفقط درشرايطي كه مصالح بيمارحكم مي‌كنديازماني كه افشاكردن، ضرورت قانوني داشته باشد،رازراافشاكند.
2. تكبر:
تكبر تظاهر ناخوشايندبراي برتري وجلوه دادن خوداست. تكبرموجب غرور،خودبيني،توهين وتحقيرمي‌شود. همه اين خصوصيت‌هابه تدريج ارزش حرفهاي راتنزل ميدهد. پزشکي وفرايندآموزش آن مي‌توانندخودبزرگ بيني رادرپزشك تقويت كند. آموزش پزشكي طولاني ودشواراست واطلاعات پزشكي بسيارگسترده ودستن يافتني به نظرمي‌رسد. براين اساس دانشجويان براي پذيرفتن باور خودبزرگ بيني وحفظ اين باور،مستعدهستند. تكبر،تعهدحرفه‌اي راازسه طريق نابودمي‌كند. اول: توانايي فكركردن پزشك رابه عملكردخودكاه شمي‌دهد. دوم: همدردي بابيماران رامشكل مي‌كند. سوم: تعهدحرفه‌اي راباازبين بردن نقش مفيد “شكبه خود”تخريب مي‌كند.
3. طمع :
زماني كه پول به يك عامل هدايت كننده درطبابت تبديل مي‌شود، طمعغالبگرديدهاستوتعهدحرفه‌اي رابه فسادمي‌كشاند. طمع مي‌تواندآرزوي ناشايست ازشهرت،قدرت ياپول باشد. اگرپزشك ان طماع باشند،جايي براي درك،دلسوزي ياسايرخصوصيت‌هاي لازم براي حرفةالتيام دهنده پزشكي باقي نمي‌ماند. زماني‌ كه طمع وجودداشته باشدنوع‌دوستي،مراقبت،بخشش،درستكاري به‌طورقابل توجه‌اي كمرنگ مي‌شوند. حذف طمع مستلزم تشخيص آن است. پزشك بايدبه‌طورمداوم ازخودبپرسدكه آياعملكردش تحت هدايت منافع بيماران است يامنافع شخصي خود. درمان طمع،مستلزم خودکاوي مداوم وپرسش درموردانگيزه خوداست تااطمينان يابيم كه عملكردمان براساس منفعت‌هاي شخصي نيست.
4. اظهارنادرست :
اظهارنادرستدررفتارحرفهايشاملدروغگوييوفريباست. دروغگويييعنيباآگاهيحرفراسترانگوييم. بنابرايندروغگوييصرفاًگزارشغيرراستنيستوهرگفتارنادرستدروغگويينيست. دروغگويييكاقدامتعمدانهاست. فريبنيزاظهارنادرستوعمدييكواقعيتباهدفگمراهكردنافراداست. دروغگويي به‌طوركلي به نفع بيمارنيست، حتي زماني كهبه منظوركمك به بيمارباشد. فريب هم درطبابت وهمدرتحقيقات رخ مي‌دهد. دروغ گفتن دربارةكارهايي كه انجام داده مي‌شودبه منظوراين‌كه مبلغي راازشركت بيمه به دست آورند، نمونه‌اي ازفريب است. اظهارنادرست داده‌هاي يادروغ دربارةمداخلات پژوهشي كه انجام شده است نمونه‌هايي ازفريب هستند. Hall,M,smith,D.& smith,K.(2005)
5. ناتواني :
اين باوركه بايدبه پزشك وابسته به موادمخدرياالكل يادچاراختلال ذهني اجازه داده شودكه ازبيماراني‌ كه به اوسوءظن ندارند مراقبت كند،التزام به رفتارحرفهاي رامخدوش ميسازد. پزشكي كه توانائيش براي انجام وظايف حرفه‌اي آسيب ديده است بايست ازمسؤوليت‌ پذيري درمراقبت ازبيماران صرف‌نظركندوهمكاران ويبايست مراقب باشندكه اين استانداردهاحفظ شود. اختلال دركارپزشك طوري نيست كه ياكاملاًوجودداشته باشد يااصلاً نباشد. درجات شديداختلال كاربه راحتي قابل تشخيص است ولي مواردخفيف وحدمرزي آن ممكن است به راحتي قابل تشخيص نباشد. بنابراين هرپزشك بايدآموزش ببيند تابتواند تمام انواع‌ناتواني (خصوصاًدرمراحل اوليه آن) رابه خوبي تشخيص دهدونيزراهكارهاي مداخله درآن رابشناسد. پزشكاني كه ناتواني دارنددراغلب مواردمحدوديت‌هاي خودراتشخيص نمي‌دهندوممكن است قادربه اعتراف به وجوداين ناتواني نباشند؛بااين حال ممکن است ديگران به‌طورواضح بتوانندآن راببينند. درواقع ناتواني ناشي ازسوءمصرف مواد،وابستگي به دارو،الكليسم،دمانس يابيماري‌هاي رواني به طورعمده فراترازتوانايي تشخيص مشكل است.بي‌رغبتي ذاتي،به اين‌كه اولين نفري باشي که توجه مسئولين باشكبه اين‌كه همكارممكن است ناتواني داشته باشدبه سرعت خيلي ازسؤالات وتوجيه ات كه فردراازاقدام سريع ومناسب بازمي‌دارد رابه ناتواني يک همکارجلب كني شايدبزرگ‌ترين مشكل دررابطه بااين جنبه ازتعهدات حرفه‌اي باشد. ، به ذهن مي‌رسد. مثلاً “شايدمن اشتباه مي‌كنم”، “اوفقط روزبدي داشته”، “اگرمشكلي داشته باشد ،يقيناًبهتراست شخصي كه اورامي‌شناسدگزارش كند”، “اگرناتواني اوراگزارش كنم همكاران چه فكري درموردمن خواهندكرد؟” “اومسؤوليت يك خانواده رابرعهده داردمنن مي‌توانم باعث به فقركشيده شدن آن‌هاباشم”، “اگرمتحدباشيم مي‌توانيم ناتواني‌اوراجبران كنيم، مااجازه نمي‌دهيم اتفاق بدي براي بيماران اوبي افتد”.
دوركردن بهانه‌هاي واهي براي عملنكردن سخت است درعين حال براي عمل به وظايف حرفه‌اي براي حفاظت ازمنافع عمومي ضروري است. شيوع اختلالت وانايي شناختي ناشيازبيماري‌هاي رواني ياجسمي درميان پزشك ان كم‌ترازمردم عادي نيست. سوءمصرف موادنيزممكن است درميان پزشكان نسبت به سايرافرادشيوع بيشتري داشته باشدزيرادسترسي پزشكان به داروهاي مخدرنسبتاًآسان است ونيزاسترس اين شغل بالااست. دليل تراشي براي عدم اقدام درموردهمكاري كه ناتوان است،خارج شدن ازرفتارحرفه‌اي است. براي نمونه باتشخيص به موقع واقدام سريع براي بازتواني ممكن است ازمرگ قابل اجتناب يک همکاربه خاطرمصرف دوزبالاي داروپيش‌ گيري شود.
Hall,M,smith,D.& smith,K.(2005)

6. نبودوجدانكاري
نبودوجدان كاري عدم انجام مسؤوليت‌هااست وبااساس تعهدحرفه‌اي ناسازگاراست: پزشكي رادرنظربگيريدكه خودرامتعهدبه انجام حداقل كارمي‌داند.
•خلاصه‌تري نشرح حال رامي‌گيرد.
•به جاي اين‌كه خودش رابيوگرافي راببيندمنتظرگزارش راديولوژي مي‌شود.
•به تلفن‌هاي بستگانب يمارجواب نمي‌دهد.
•به جاي اين‌كه بيمارراببيند،چارت پزشكي اورامي‌بيند.
•آخرين اطلاعات رابه جاي استفاده ازمنابع معتبرعلمي ازنمايندگان شركت دارويي مي‌گيرد.
پزشكي كه پژوهش وي وقت وانرژي زيادي ازاوميگيردونميتواندمسؤوليت‌هاي آموزشي‌اش رادرست انجامدهد:
•ديرسرراندحاضرمي‌شود.
•نمي‌توانددرجلسات مربيان بادانشجويان شركت كند.
•مراقبت‌ازبيماران رابه كارآموزاني محول مي‌كندكه هنوزآماده انجام اين مسؤوليت بدون سرپرستي استاد نيستند.
•سؤال‌هاي آسانر اانتخاب مي‌كند.
•ازارائه يافته‌هاي خودبراي چاپ اجتناب مي‌كند.
•دركميتهكاريششركتنمي‌كند.
•يادرجلسات

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید