مدل هاي شخصيتي مناسب تر انجام شده غالباً نقش شخصيت را به عنوان يكي از مهمترين تعيين كننده هاي عملكرد شغلي و موفقيت و بازدهي برجسته ساخته اند ( باريك و همكاران 2001 ) و از آنجا كه تعهد حرفه اي يكي از عوامل مرتبط و موثر در افزايش كارايي و بهره وري مي باشد رابطه ميان اين دو متغير يعني ويژگي هاي شخصيتي و تعهد حرفه اي مورد بررسي قرار مي گيرد. بررسي و كشف رابطه ميان ويژگي هاي شخصيتي و تعهد حرفه اي مي تواند اطلاعات بنيادي و ارزشمندي را به منظور كاهش مشكلات بر افزايش كارايي در اختيار مديران برنامه ريزان و سياستگذاران قرار دهد.
اهداف پژوهش
* تعين رابطه بين تعهد حرفه اي ( مستمر ، هنجاري، عاطفي ) و ويژگي شخصي پرستاران زن و مرد بيمارستان امام علي كرمانشاه.
* تعيين ميزان تعهد حرفه اي در پرستاران زن و پرستاران مرد .
* تعيين ويژگي شخصيتي ( روان نژند گرايي، برون گرايي، توافق، بازبودن ، وجداني بودن) پرستاران مرد و زن .
فرضيات تحقيق
* بين تعهد حرفه اي ( مستمر، هنجاري، عاطفي ) و ويژگي شخصيتي پرستاران زن و مرد بيمارستان امام علي كرمانشاه رابطه معنا داري وجود دارد.
* تعهد حرفه اي ( مستمر، هنجاري، حرفه اي ) پرستاران زن از پرستاران مرد بيشتر است.
* بين ويژگي شخصيتي ( روان نژند گرايي، برون گرايي، توافق، بازبودن ، وجداني بودن ) پرستاران زن و مرد تفاوت معنا داري وجود دارد.
تعاريف عملياتي
* ويژگي هاي شخصيتي : به نمره اي اشاره دارد كه فرد در آزمون ويژگي هاي شخصيتي ( آلن مي اير و اسميت 1993 ) بدست مي آورد.
* تعهد حرفه اي : به نمره اي اشاره دارد كه نمره در آزمون تعهد حرفه اي بدست مي آورد.( آلن مي اير و اسميت 1993 )

نظريه تعريف تعهد حرفه اي
درجه اي است كه فرد براي اتمام وظيفه كاري خاص و اهميتي كه كار در زندگي شخصيتي باز مي كند تعريف مي كند.( آلن مي اير و اسميت 1993 )
* تعهد حرفه اي يك نوع وجدان كاري است كه نيروي انساني سازمان بدون وجود عناصر بيروني خود به كميت و كيفيت كار مي انديشد وجدان كاري در معناي روانشناختي نوعي انگيزه اي دروني كه فرد را به انجام مطلوب وظايف محوله وا مي دارد.( ساروخاني 1377 )
* تعاريف نظري ويژگي هاي شخصيتي
10- ويژگي هاي شخصيتي: ميزان نمره اي است كه فرد در 5 عامل آزمون شخصيتي نئو كسب مي كند. بر اساس نتايج حاصل از اين آزمون انواع ويژگي هاي شخصيتي را به شرح زير طبقه بندي كرد.
11- الف) روان نژندگرايي(N) : ويژگي هاي افراد با نمره بالا در اين مقياس شامل : اغم، برانگيختگي، احساس گناه، ناتواني در كنترل تكانه ها، احساس كلافگي دائمي ويژگي هاي افراد با نمره پايين در اين مقياس شامل ( آرام، خونسرد، داراي ثبات عاطفي، توانايي مقابله با موقعيتهاي بغرنج و فشار رواني ) مي باشد.
12- ب: برون گرايي(E) : ويژگي هاي افراد با نمره بالا در اين مقياس شامل : افعال، قاطع، پرحرف، دوستدار هيجان و تحرك .ويژگي هاي افراد با نمره پايين در اين مقياس شامل تو داري، محافظه كار، تكرو، خجالتي و كنار گيري است.
13- پ: گشودگي به تجربه (O) :ويژگي هاي افراد با نمره بالا در اين مقياس شامل باز بودن نسبت به تجارت جديد، علاقه مندي به آزادي در اخلاقيات، امور اجتماعي و ديدگاه هاي سياسي . ويژگي هاي افراد با نمره پايين در اين مقياس : سنتي، غير اخلاقي، داراي رفتار متعارف و محافظه كار است.
14- ت: و جواني بودن (C) : ويژگي هاي افراد با نمره بالا در اين مقياس شامل كارآمد و با كيفيت ، با تصميم گيريهاي معقول و منطقي، وقت شناس، قابل اعتماد ، دقيق و وسواسي ويژگي هاي افراد با نمره پايين در اين مقياس شامل: بي هدف، غير قابل اعتماد، تنبل ، بي دقت، مسامحه كار ،لذت جو است حق شناس 1385.
6-ابعاد تعهد حرفه اي :
* تعهد عاطفي: به ميزان دلبستگي عاطفي و تعلق به انجام يك كار خاص و همانند سازي فرد با كار خويش اطلاق مي شود. اين حيطه نشان دهنده علاقه مندي فرد به حرفه خويش است.
* تعهد مستمر: اين نوع از تعهد مبتني بر فوايد حاصل از مشغول شدن به انجام كار و هزينه هاي ناشي از ترك آن است. به عبارتي با صرف وقت عمر و تلاش بيشتر افراد به راحتي حاضر به عوض كردن شغل و حرفه خود نيستند.
* تعهد هنجاري: گرچه هر سه نوع تعهد به احتمال باقي ماندن در حرفه خويش اشاره دارند اما ماهيت تعلق دلبستگي به آن حرفه متفاوت است. فردي كه تعهد عاطفي دارد ممكن است بيشتر از كسي كه چنين دلبستگي را ندارد در ارتقاء و رشد خود در آن حرفه سعي بنمايد.باركر(1998)

فصل دوم
ادبيات پژوهش

مقدمه
كلمه شخصيت معادل كلمه personality انگليسي يا personalite فرانسه است كه خود ازريشه persona گرفته شده و به معني نقاب يا ماكسي بود كه در يونان و روم قديم بازيگران تاتر بر چهره مي گذاشتند.
اين تعبير اشاره براين مطلب دارد كه شخصيت هر كسي ماسكي است كه بر چهره خود مي زند تا وجه تمايز او از ديگران باشد ( كريمي 1384 )
وقتي از شخصيت حرف مي زنيم مقصود ما در نظر داشتن بسياري از ويژگي هاي فرد است. كليت يا مجموعه اي از صفات مختلف كه ويژگي هاي جسماني سطحي فراتر مي رود و تعداد زيادي از ويژگي هاي ذهني اجتماعي و هيجاني را در بر مي گيرد.
صفت ويژگي يا كيفيت متمايز كننده شخصي است برخي از روانشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه پژوهش هاي ويژگي شخصيت عمدتاً مي بايست بر پايه صفت قرار داشته باشند .در دهه 1960 والتر ميشل باعث مجادله اي در روانشناسي شد كه درباره تاصير نسبي متغيرهاي شخصي پايدار مثل صفات نيازها و همچنين تاثير متغيرهاي مربوط به موقعيت بر رفتار بود و اين جر و بحث تا پايان دهه 1980 ادامه يافت و اغلب روانشناسان شخصيت با پذيرش رويكرد تعاملي به اين نتيجه رسيدند كه براي تبيين كامل از ماهيت انسان صفات شخص پايدار جنبه هاي متغير موقعيت و تعامل بين آنها را بايد در نظر داشت( شولتز 1998 به نقل از سيد محمدي 1385 )
تاريخچه افرادي که در مورد شخصيت مطالعه داشته اند:
زيگموند فرويد (1856-1939): بنيانگذار نظريه روانکاوي است. نظريه‌هاي او بر اهميت ذهن ناهشيار (ناخودآگاه)، تجربيات دوران کودکي، روياها و نمادگري تأکيد دارد.
اريک اريکسون (1902-1994): زير نظر آنا فرويد آموزش يافت. نظريه مراحل رواني-اجتماعي او چگونگي رشد شخصيت در طول دوره عمر را تشريح مي‌کند.
بي‌اف اسکينر (1904-1990): يک روان‌شناس رفتارگرا بود که به خاطر پژوهش‌هايش در زمينه “شرطي شدن عامل ” و “برنامه‌هاي تقويت” شهرت يافت.
تحقيقات آلبرت بندورا (1925 تاکنون) : در زمينه روان‌شناسي رفتاري بر نقش يادگيري مشاهده‌اي تأکيد مي‌نمايد. بندورا به خاطر اين آزمايش شهرت دارد: “فيلمي به يک کودک نشان داده مي‌شود که در آن زني، عروسکي را کتک مي‌زند. سپس همان عروسک را به دست کودک مي‌دهند. او تحت تأثير يادگيري مشاهده‌اي، شروع به زدن عروسک مي‌کند و به تقليد از رفتار زن فيلم مي‌پردازد.” بندورا هم اکنون در دانشگاه استنفورد است.
آبراهام مزلو (1908-1970): يک روان‌شناس انسان‌گرا بود که “سلسله مراتب نيازها” را مطرح نمود. اين سلسله مراتب شامل نيازهاي فيزيولوژيک، نيازهاي امنيتي، نيازهاي عاطفي، نيازهاي احترامي و نيازهاي خودشکوفايي است.
کارل (1902-1987): يک روان‌شناس انسان‌گرا بود که عقيده داشت تمام مردم داراي نوعي انگيزه براي ارضاي توانائي‌هاي بالقوه خود هستند. به نظر راجرز، افراد سالم کساني هستند که آمادگي تجربه کردن داشته باشند، در لحظه زندگي کنند، به باورهاي خود اعتماد داشته باشند، خود را آزاد حس کنند و نوآور باشند.
تعريف شخصيت
نظر به اهميت مطالعه شخصيت و نقش آن در شناخت رفتار طبيعي است تصور كنيم كه در سراسر تاريخ روانشناسي جايگاه ويژه اي به شخصيت داده شده است براي شناخت دقيق واژه شخصيت بايد به ريشه اين واژه توجه كرد. شخصيت از واژه يوناني پرسونا به معناي نقابي كه هنر پيشه ها در اجراي نقش هاي خود بر چهره مي زنند گرفته شده است.
به سادگي مي توان دريافت كه چگونه واژه پرسونا براي اشاره به ظاهر بيروني بكار رفته است زيرا در حقيقت اين چهره عمومي است كه افراد در روابط خود آن را آشكار مي سازند بنابراين شخصيت فرد را مي توان بر مبناي تاثيري كه وي بر ديگران مي گذارد تعريف كرد.
براي تعريف دقيق شخصيت در حال حاضر تعريف واحدي كه در مورد توافق همگان باشد انسان را مطالعه مي كنند گروه ديگر به افراد و رفتار مشهود آنها توجه مي كنند ( پروين 1381 )
صاحب نظران حوزه شخصيت و روانشناسي از كلمه شخصيت تعريف هاي گوناگوني ارائه دادند شخصيت هر فرد همان الگوي كلي يا همسازي ساختمان بر بدني رفتار علايق استعدادها و صفات ديگر است بدين ترتيب مي توان گفت كه منظور از شخصيت مجموعه يا كل صفات و خصوصيات فرد است ( مان 1369 ،ص 221 )
شخصيت مجموعه تفكيك ناپذير آن خصايص بدني و نفساني است كه شناخته شده دوستان نزديك شخص است يا به عبارت ديگر آن نقاب يا ماسكي است كه فرد براي سازش با محيط كه در حقيقت نوعي بازيگري در صحنه زندگي است ، به چهره خود نهاده است (ايزدي 1351 به نقل از كريمي 1375 ،ص 6 )
شلوون مي گويد ” شخصيت سازمان سازمان پويايي جنبه هاي ادراكي انفعالي ارادي و بدني فرد آدمي است” ( اتكينسون 1993 ص77 ) (1 شخصيت مجموعه پايدار از ويژگي ها و گريش هاست كه مشابهت ها و تفاوت هاي رفتار و روانشناختي افراد افكار احساسات و اعمال را كه داراي تداوم زماني بوده و ممكن است به واسطه فشارهاي اجتماعي و زيست شناختي موقعيت هاي بلاواسطه شناخته و يا به آساني درك نشوند مشخص مي كنند ( كريمي 1375 ص 6 ) فرگوسن (1970 به نقل از كريمي 1375 ) معتقد است: شخصيت الگويي از رفتار اجتماعي و روابط اجتماعي متقابل است. بنابراين شخصيت يك فرد مجموعه راههاي است كه او نوعاً نسبت به ديگران واكنش يا با آنها تعامل مي كند.
شخصيت عبارت از مجموعه ويژگي هاي جسمي رواني و رفتاري كه هر فرد را از ديگران متمايز مي كند ( مقيمي 1377 ص 97 )
اگر وجوه مشترك تعريف هاي فوق را مورد نظر قراردهيم به نقاط اشتراكي مي رسيم كه در همه آنها اولاً به يك رشته ار ويژگي هاي و خصوصيات جسمي و رواني اشاره دارند و ثانياً در همه تعريف ها به مسائل تمايز افتراق و مشخص كردن فرد از افراد ديگر به طور صريح يا تلويحي اشاره مي كند.
شخصيت يک “مفهوم انتزاعي” است، يعني آن چيزي مثل انرژي درفيزيک است که قابل مشاهده نيست، بلکه آن از طريق ترکيب رفتار، افکار،انگيزش،هيجانو … استنباط مي‌شود. شخصيت باعث تفاوت کل افراد (انسانها) از همديگر مي‌شود. اما اين تفاوتها فقط در بعضي “ويژگيها و خصوصيات” است. به عبارت ديگر افراد در خيلي از ويژگيهاي شخصيتي به همديگر شباهت دارند بنابراين شخصيت را مي‌توان از اين جهت که “چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟” و از جهت اين که “در چه چيزي به همديگر شباهت دارند؟” مورد مطالعه قرار داد.
از طرف ديگر “شخصيت” يک موضوع پيچيده است ولي از زمانهاي قديم براي شناخت آن کوششهاي فراواني شده است که برخي از آنها “غيرعملي” ، بعضي ديگر “خرافاتي” و تعداد کمي “علمي و معتبر” هستند. اين تنوع در ديدگاهها به تفاوت در”تعريف و نگرش از انسان و ماهيت او” مربوط مي‌شود. هر جامعه براي آنکه بتواند در قالب فرهنگ معيني زندگي کرده ، ارتباط متقابل و موفقيت آميزي داشته باشد،گونه‌هاي شخصيتي خاصي را که با فرهنگش هماهنگي داشته باشد، پرورش مي‌دهد. در حالي که برخي تجربه‌ها بين همه فرهنگها مشترک است، بعيد نيست که تجربيات خاص يک فرهنگ در دسترس فرهنگ ديگر نباشد.
شخصيت از ديدگاه مردم
واژه “شخصيت” در زبان روزمره مردم معاني گوناگوني دارد. يکي از معاني آن مربوط به هر نوع”صفت اخلاقي ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید